ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

771

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

حق خويش ثابت كند . بنابرآن ، از عين مصلحت‌جويى عقل دوربين ، نوّاب اميرزاده سيف الدوله ولد ارجمند سركار ظلّ السلطان را به سبب نسبت وكالت ، از صدور خلعت و فرمان ايالت آن ولايت سرافراز و با معدودى از عمله‌جات روانهء آن ديار فرمود و مركوز خاطر انور آن بود كه نوّاب شجاع السلطنه بعد از ورود حضرت سيف الدوله ميرزا به دار العبادهء يزد ، نكتهء اين حكمت ملوكانه را خواهد يافت و دست از محاصرهء يزد برداشته به دار الامان كرمان خواهد شتافت . اميرزاده سيف الدوله ميرزا وارد شهر يزد گرديد و حضرت شجاع السلطنه بيشتر از پيشتر در امر محاصره كوشيد . عبد الرضا خان به بهانهء اين‌كه ولايت مزبور از ديوان اعلى به نوّاب ظل السلطان موكول و اينك ولد ارجمندش در شهر به كار ايالت مشغول است ، دروازه‌هاى قلعه را دربست و در پشت ديوار احتياط برنشست . حضرت شجاع السلطنه در هريك از بلوكات كه اطاعت كردند ، نايب و ضابط برگماشت و هريك را كه در مقام خلاف بودند ، مورد نهب و غارت داشت . عبد الرضا خان به سبب پشتگرمى سيف الدوله ميرزا كه در شهر بود ، اكثر روزها با جمعيّت بيرون آمدى و از اردوى نوّاب و الا نيز فوجى به دفع او مأمور شدى . بالجمله ، على اختلاف الايّام گاهى شكست خوردى و روزى نام برآوردى . محمد كاظم خان سوادكوهى مازندرانى كه نوّاب شجاع السلطنه را مير شمشير و لشكر و مردى متهوّر و خيره‌سر بود ، در ايّام جدال بىباكانه بر صف مخالف تاخته و زخم گلوله برداشته روى به ميدان وسيع عدم نمود . محمد زكى خان نورى وزير آن سركار نيز كه شرف از التزام ركاب داشت ، به مرض فلغمانى كه مقدّمهء ناخوشى شقاقلوس « 1 » است ، همّت به عزيمت دارباقى گماشت . بالجمله ، ايّام محاصره تا مدّت نه ماه به طول انجاميد و به‌هيچ‌وجه شاهد فتحى جلوه‌گر نگرديد . به سبب طول مدّت محاصره ، هرگاه نوّاب شجاع السلطنه مأمور به مراجعت مىشد ، خالى از بدنامى نبود و مدّتى بود كه نوّاب نايب السلطنه عباس ميرزا نيز از درگاه معلّى استدعاى عزيمت خراسان و نظم آن سامان را مىنمود ، لهذا مصلحت ملوكانه

--> ( 1 ) . شقاقلوس - غانغرايا ، به مردگى يك ناحيه كم‌وبيش وسيع از يك عضو گفته مىشود كه بر اثر عفونت‌هاى موضعى در اعضا حاصل مىشود .